«ماجراي بَلْعم باعورااصطلاحات علوم قرآنی»
8ام فروردین 1394

اصطلاحات علوم قرآنی

614 کلمات   موضوعات: بدون موضوع

یا رب


1ـ قرائت

قرائت، همان تلاوت و خواندن قرآن كريم است، يعني هرگاه تلاوت قرآن به گونه‌اي باشد كه از نصّ وحي الهي حكايت كند و برحسبِ اجتهادِ يكي از قرّاء معروف ـ‌برپايه و اصول مضبوطي كه در علم قرائت شرط شده است‌ـ استوار باشد، قرائت قرآن تحقّق يافته است.

امام صادق،‌(علیه السلام)، مي‌فرمايد: «قرآن يكي بيش نيست و اختلاف بر سر قرائت آن، از جانب راويان (قاريان) صورت گرفته است»

قرآن داراي نصّ واحدي است و اختلاف ميان قرّاء بر سرِ بدست آوردن و رسيدن به آن نصّ واحد است و عوامل اختلاف چند چيز است:

1ـ اختلاف مصاحف اوّليه، چه پيش از اقدام به يكسان كردن مصاحف در زمان عثمان و چه پس از آن.

2ـ نارسايي خط و نوشته‌هاي قرآن كه از هرگونه علايم مشخصه و حتّي از نقطه، عاري بوده است.

3ـ ابتدايي بودن خط، نزد عرب آن روز.

2ـ ترتيل

حضرت علي،‌(ع
لیه السلام)، درباره معناي ترتيل مي‌فرمايد: «انتخاب محلّ مناسب براي وقف كردن و تلفّظ صحيح حروف».

3ـ تجويد

علم تجويد، زاييدة علم قرائت بوده و عبارت است از: قواعدي كه از قرائات سبعه، استنباط و تدوين گرديده است. در علم تجويد از مخارج و صفات حروف و ساير دستورهاي تلاوت قرآن مجيد، بحث مي‌شود. نخستين كسي كه اين علم را به رشتة تحرير درآورد ابومزاحم موسي‌بن‌عبيدالله است كه در قرن چهارم مي‌زيسته است.

4ـ قرّاء سبعه

قرائت قرآن، بين قاريان، در مواردي اختلاف داشت و چون تعداد قاريان در طي ساليان متمادي افزايش مي‌يافت، اختلاف قرائات نيز روز به روز زياد مي‌شد. تا اين كه ابن مجاهد از ميان كليه قرائات، هفت قرائت را برگزيد. آنان عبارتند از:

1ـ نافع، 2ـ ابن‌كثير، 3ـ ابوعمرو، 4ـ عاصم، 5ـ حمزه، 6ـ كسايي، 7ـ ابن‌عامر.

5ـ اسباب نزول

دانشي كه عهده‌دار بيان و توضيح حوادث و جريانهاي تاريخي است كه نزول آيات قرآني را ايجاب كرده است.

6ـ آيات الاحكام

احكام شرعي داراي منابعي است كه از جملة اين منابع، قرآن كريم است. قرآن در قالب تقريباً پانصد آيه، به بيان احكام شرعي از قبيل امر و نهي و مباحث حقوقي پرداخته است. بررسي اين آيات از جهات گوناگون، در جهت كشف مقصود و منظور شارع مقدّس، علم «آيات‌الاحكام» را به وجود آورده است.

7ـ تفسير

براي تفسير، معاني گوناگوني وجود دارد. از آن جمله تعريفي است كه امام فخر رازي بيان مي‌كند: «تفسير، علمي است كه در آن، از الفاظ كلام پروردگار، از جهت دلالت بر مراد و مقصود خداوند، بحث صورت مي‌گيرد».

به عبارت ديگر: تفسير، دانشي است كه در زمينة معاني آيات قرآن، اسباب نزول، محكم، متشابه، ناسخ، منسوخ و ديگر شوؤن آن، گفتگو مي‌كند.

8ـ تأويل

تأويل در لغت به معني بازگردانيدن و رجوع است و در قرآن مجيد عبارت است از: اِرجاع و رجوع‌دادن آيات متشابه، به يكي از معاني كه احتمال مي‌رود.

به عبارت ديگر: تأويل، معلوم كردن باطن آيه است. البته بعضي تفاوت چنداني از جهت معني، بين تفسير و تأويل، قايل نيستند.

9ـ فرق تأويل و تفسير

نظر مرحوم علاّمة طباطبايي در تفسير الميزان، آن است كه تأويل يك وجود خارجي است و از سنخ تفسير نيست. تفسير گاهي به ظاهر است، گاهي به باطن، اما تأويل

از سنخ لفظ نيست، از نوع مفاهيم نيست، بلكه از سنخ واقعيت خارجي است‌… تأويل به نظر علاّمة طباطبايي در مقابل تفسير است، زيرا تأويل، آن عين خارجي است

كه هيچ سنخيت با تفسير و مفاهيم تفسيري ندارد. ديگران تأويل را بر همان برداشتهاي باطني حمل كرده‌اند، و در واقع تأويل را با تفسير به باطن، در يك رديف و يك معنا

گرفته‌اند.

10ـ خاصّ

آياتي است كه دربارة شخص معيّن و يا مورد خاصّ نازل شده باشد، مانند:

يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ؛ اي پيامبر، آن‌چه را كه از ناحية پروردگارت به تو نازل شده، (به مردم) برسان.

ادامه دارد …

توسط ن.ع   , در 11:27:00 ب.ظ


فرم در حال بارگذاری ...