<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="0.92">
	<channel>
		<title>قرطاس</title>
		<link>https://qertas.kowsarblog.ir/</link>
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
				<item>
			<title>بازگشت دوباره</title>
						<description>&lt;p&gt;بیش از دو سال است که وارد قرطاس نشدم.بهتر است بگویم شرایط ورود نداشتم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاید برگردم.شاید هم نه.بستگی به مراتب و مدارج و مراحل تحصیلم دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دو سال گذشته برایم بشدت سخت گذشت. از هر لحاظ سخت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فعلا.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://qertas.kowsarblog.ir/بازگشت-دوباره-2&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://qertas.kowsarblog.ir/بازگشت-دوباره-2</link>
							</item>
				<item>
			<title>نتیجه بحث فرق اسلامی</title>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;این فرقه‌های شیعه است که صاحبان مقالات و فرق ذکر کرده‌اند. اکثر آن منقرض شده و از بین رفته‌اند و آرای آن‌ها مختلف گردیده و در طومار زمان پیچیده شده است. در خبر «کان» قرار گرفته است و از آن‌ها جز سه فرقه امامیه، زیدیه و اسماعیلیه باقی نمانده.&lt;br /&gt;و بر فرض وجودِ چیزی از این فرقه‌ها، شیعه دوازده امامی که نماینده شیعه به تمام معنای کلمه است، بسیاری از این فرقه‌ها را کافر می‌داند و آرای دیگران را هم رد می‌کند؛ لذا صحیح نیست که شیعه امامیه را به سبب آرای غیرشان مؤاخذه کنند. یکی از جنایات بر دین و علم، حمله بر شیعه امامیه به وسیلة آرای سایر فرقه‌هاست. خصوصاً فرقه‌های هلاک‌شده‌ای که از آن‌ها هیچ اثری باقی نمانده است. گویا شیعه با قول شاعر ترانه می‌خواند:&lt;br /&gt;غیری جنی و انا المعاقب ••• فیکم فکانـــنی ســبابة المتندم&lt;br /&gt;غیر من جنایت کرده و من در میان شما عقاب می‌شوم ••• پس گویا من انگشت سبابة انسان پشیمان هستم&lt;br /&gt;خصوصاً اگر کسی در ملل و نحل وارد شود، چه‌بسا به وجود پیروان بعضی از این اسما شک می‌کند. و شاید پیروان بعضی از این فرق از عدد انگشتان تجاوز نکند و بعضی از آن‌ها دولتی نداشته‌اند، مگر چند صبح و شام، پس ستارة نحس آن‌ها فرو افتاد؛ ولکن صاحبان مقالات و عقاید، آن‌ها را بزرگ کرده و رنگ فرقه‌های مستقلی که دعوت‌کنندگان و پیروانی در نسل‌ها و زمان‌ها داشته‌اند، بر این فرقه‌ها زده‌اند.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://qertas.kowsarblog.ir/نتیجه-بحث-فرق-اسلامی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://qertas.kowsarblog.ir/نتیجه-بحث-فرق-اسلامی</link>
							</item>
				<item>
			<title>غلاه _ مفوضه</title>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;و آن‌ها کسانی هستند که در حق پیامبر و آل او غلو کرده و آن‌ها را از حدود مخلوق بودن خارج می‌کنند.&lt;br /&gt;و مغیریه و خطابیه و نصیریه از همین گروه هستند. سپس آن‌ها گروه‌های دیگری هم دارند که روزگار آن‌ها را به فراموشی سپرده است و عبدالکریم شهرستانی، اسمای آن‌ها و عقاید آن‌ها را ذکر کرده است؛ &lt;br /&gt;از جمله:&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; مفوضه&lt;br /&gt;آن‌ها از گروه‌های غلاة هستند و تفویض معانی مختلفی دارد؛ لذا مفوضه گروه‌هایی دارند که تفصیل آن را در کتاب «کلیات فی علم الرجال» آمده است.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://qertas.kowsarblog.ir/غلاه-مفوضه&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://qertas.kowsarblog.ir/غلاه-مفوضه</link>
							</item>
				<item>
			<title>نصیریه</title>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;و آن‌ها یاران محمد بن نصیر فهری (لعنة الله) هستند که به ربوبیت علی بن محمد عسکری (علیه‌السلام) معتقد بود و محارم را حلال می‌دانست.&lt;br /&gt;و از کشی نقل شده است که آن‌ها قائل به نبوت محمد بن نصیر فهری نمیری بودند؛ لکن معروف نزد شیعه، اطلاق نصیری بر قائلین به ربوبیت علی (علیه‌السلام) است.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://qertas.kowsarblog.ir/نصیریه&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://qertas.kowsarblog.ir/نصیریه</link>
							</item>
				<item>
			<title>خطابیه</title>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;آن‌ها پیروان محمد بن مقلاص هستند، کنیه ابوزینب اسدی کوفی، ابااسماعیل، اباظبیان و اباالخطاب است. از اصحاب امام صادق (علیه‌السلام) بود و دارای عقیده‌ای صحیح؛ سپس ادعای اموری قبیح و چیزی که موجب طرد و لعن است کرد؛ مانند ادعای نبوت و غیر آن. بعضی اشقیا هم با وی همراه شدند. پس مردم بر عقاید وی مطلع شدند و او و پیروانش را کشتند و خطابیه به وی منسوب هستند و ذم در حق وی فراوان وارد شده است.&lt;br /&gt;کشی از ابراهیم بن ابی‌اسامة نقل کرده که گفت: شخصی به امام صادق (علیه‌السلام) گفت: آیا نماز مغرب را تأخیر بیندازم تا ستاره‌ها آشکار گردند؟ حضرت فرمود: خطابی هستی؟! جبرئیل نماز را بر رسول خدا نازل کرد؛ هنگامی که قرص آفتاب سقوط کرد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://qertas.kowsarblog.ir/خطابیه&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://qertas.kowsarblog.ir/خطابیه</link>
							</item>
				<item>
			<title>واقفیه</title>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;کسانی هستند که بر امام کاظم (علیه‌السلام) توقف کردند و گاهی هم به آن‌ها ممطوره گفته می‌شود و علت وقوف آن‌ها بر امام کاظم این بود که گمان می‌کردند او قائم منتظر است. &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;۱۸.۱ - دیدگاه نوبختی&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;نوبختی می‌گوید: سران اصحاب امام صادق (علیه‌السلام) بر امامت امام کاظم (علیه‌السلام) ثابت بودند تا این‌که تمام کسانی که معتقد به امامت عبدالله بن جعفر (فطحیه) بودند به عقیدة آن‌ها بازگشتند. پس همگی بر امامت موسی بن جعفر اجتماع کردند، سپس عده‌ای از کسانی که به موسی بن جعفر اعتقاد داشتند، بعد از وفات آن حضرت در زندان رشید پنج فرقه شدند. پس عده‌ای گفتند که او مرده است و خدا او را به سوی خویش بالا برده و هنگام قیامش او را باز می‌گرداند و به واقفیه نام گرفتند. &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;۱۸.۲ - علت پیدایش واقفیه&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;و شروع واقفیه این بود که نزد بعضی از شیعه ۳۰۰۰۰ دینار زکات اموالشان و آن‌چه در زکات بر آن‌ها واجب بود، جمع شده بود. پس آن مبالغ را به دو وکیل امام کاظم (علیه‌السلام) دادند: یکی حیان سراج و شخص دیگری که با او بود. حضرت کاظم (علیه‌السلام) در حبس بودند. پس با آن پول‌ها، خانه‌ها و غلاتی خریدند؛ سپس زمانی که امام کاظم فوت کردند و خبر به آن دو رسید، مرگ حضرت را انکار کردند و در شیعه پخش کردند که او نمی‌میرد؛ چون او قاضی است.&lt;br /&gt;سپس عده‌ای از شیعه بر آن دو اعتماد کردند و کلام آن دو در میان مردم پخش شد تا زمان مرگ آن دو که وصیت کردند اموالشان را به ورثة امام کاظم بدهند و برای شیعه روشن شد که آن دو، این مطلب را به خاطر حرص مال گفته‌اند. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://qertas.kowsarblog.ir/واقفیه-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://qertas.kowsarblog.ir/واقفیه-1</link>
							</item>
				<item>
			<title>فطحیه</title>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;آن‌ها به امامت دوازده امام اعتقاد دارند همراه با عبدالله بن افطح بن صادق (علیه‌السلام) که او را بین پدرش صادق (امام صادق (علیه‌السلام)) و برادرش (امام کاظم (علیه‌السلام)) داخل می‌کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;۱۷.۱ - بیان یک دیدگاه&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;و از شهید نقل شده است که او را بین امام کاظم و امام رضا (علیهماالسلام) داخل می‌کنند و او سر پهن بود و گفته شده پا پهن بود و این شبهه زمانی داخل آن‌ها شد که از ائمه (علیهم‌السلام) روایت کردند که امامت در فرزند بزرگ امام است. سپس عده‌ای از آن‌ها وقتی او را با مسائلی از حلال و حرام آزمودند و جوابی نداشت و زمانی که چیزهایی که سزاوار نیست از امام ظاهر شود، از او ظاهر گشت، از قول به امامت وی بازگشتند. و عبدالله هفت روز پس از پدرش فوت کرد؛ پس باقی آن‌ها (عده‌ای قلیل) از قول به امامت وی به قول به امامت ابی‌الحسن موسی (علیه‌السلام) معتقد گشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; دیدگاه اشعری&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ابوالحسن اشعری نام آن‌ها را عماریه ذکر کرده است و گفته است اصحاب این عقیده به رهبرشان که عمار نام دارد، منسوب هستند. و شاید مرادشان عمار بن موسی سابطی باشد که از رؤسای فطحیه است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دیدگاه شیخ طوسی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شیخ طوسی گوید: عمار بن موسی ساباطی، فطحی بوده و کتاب بزرگ و خوب و معتمدی دارد. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://qertas.kowsarblog.ir/فطحیه&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://qertas.kowsarblog.ir/فطحیه</link>
							</item>
				<item>
			<title>سمیطیه</title>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;و آن‌ها می‌گویند: امام پس از امام صادق (علیه‌السلام)، محمد بن جعفر و سپس امامت در فرزندان اوست و آن‌ها سمیطیه‌اند که منصوب به رئیس خود هستند که به او یحیی بن ابی‌سمیط گفته می‌شود.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://qertas.kowsarblog.ir/سمیطیه&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://qertas.kowsarblog.ir/سمیطیه</link>
							</item>
			</channel>
</rss>
